تبلیغات
شهر میزان - مطالب علی محمودی
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
چند نكته از بزرگان
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
ساعت : 12:36 ب.ظ
نویسنده : علی محمودی
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی ....آلبرت انیشتین
وقتی كه زندگی برات خیلی سخت شد، یادت باشه كه دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.
از زندگی هرآنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم.
شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (کورش کبیر)
چارلی چاپلین: وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
موفق كسی است كه با آجرهایی كه بطرفش پرتاب می شود، یك بنای محكم بسازد.
پیچ جاده، آخر راه نیست مگر اینكه تو نپیچی
دكتر شریعتی: لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینكه خوشبختی درآن لحظه هابودكه گذراندیم.
عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد.
وقتی خداوند تو را به لبه پرتگاهی
اگر خدا آرزویی را در دلت انداخت ، بدان كه توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است
برای خود زندگی كنیم نه برای نمایش دادن آن به دیگران.
فروتنی نردبان شرافت و بزرگی است(امام علی(ع))
به زندگی می گویم:" آرزو دارم سخن گفتن مرگ را بشنوم." و زندگی،صدایش را یک درجه بالا می برد و می گوید: "همین حالا داری می شنوی!" جبران خلیل جبران
سفری به طول هزار فرسنگ با یك گام آغاز می شود
بازنده ها در هر جواب مشكلی را می بینند، ولی برنده در هر مشكلی جوابی را می بیند.
به جای موفقیت در چیزی كه از آن نفرت دارم، ترجیح می دهم در چیزی شكست بخورم كه از آن لذت می برم(هینز سیندی).
آن‌چه را که در مزرعه ذهن خود کاشته‌اید درو خواهید کرد.
تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))


 



به مناسبت روز زن
نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
ساعت : 12:06 ب.ظ
نویسنده : علی محمودی

ازدواج حضرت عبدالله سلام الله علیه  با حضرت آمنه سلام الله علیها

ارسال كننده : علی محمودی (20/02/1391) به بهانه  روز مادر

بسم الله الرحمن الرحیم حضرت عبدالله علیه السلام پدر بزرگوار حضرت رسول صلّ الله وآله وسلم در میان فرزندان عبدالمطلب علیه السلام امتیاز و محبوبیّت ویژه ای داشت. پاکی و صداقت، نور نبوّت و معنویت، اندامی جذّاب، سیمایی دلنشین، اخلاق نیکو و کمالات معنوی، شخصیت این جوان قریشی را محبوب دلها، مورد تکریم تک تک مردم جزیرةالعرب و دوست داشتنی ترین چهره حجاز ساخته بود. (1) آمنه علیهاالسلام دختر وهب، مادر حضرت رسول صلّ الله وآله وسلم نیز، فضائل اخلاقی و ویژگی های والای انسانی را از پدرش وهب بن عبدمناف و مادرش برّه سلام الله علیهم به ارث برده بود. عبدالمطلب علیه السلام آن دختر را برای پسرش عبدالله علیه السلام قبل از خواستگاری این گونه توصیف نمود:پسرم، آمنه دختری است از خویشان و بستگان تو و در مکّه مثل او را سراغ ندارم. سپس توضیح داد: سوگند به جلال و عزّت خداوند، که در مکّه دختری مانند او نیست. او با حیا و ادب است و نفسی پاکیزه دارد و عقل و فهم و دین باوری او نیز بی نظیر است. (2) حضرت رسول صلّ الله وآله وسلم بارها به مقام والا و جایگاه معنوی پدر و مادر خویش تأکیدمیفرمود و با افتخار می فرمود: پدر و مادرم، هیچگاه به آلودگی های ظاهری و معنوی دچار نگشتند و همواره خدای متعال مرا توسط پدران و مادران پاکیزه به نسل های بعدی منتقل می نمود تا اینکه توسط پدر و مادری پاک به دنیا آمدم. (3) امام صادق صلوات الله وسلامه علیه ، در مورد ایمان پدر و مادر رسول خدا صلّ الله علیه وآله وسلم فرمودند: جبرئیل بر حضرت رسول صلّ الله علیه وآله وسلم نازل شد و فرمود: ای محمّد! خداوند تبارک و تعالی بر تو درود و سلام می فرستد و می فرماید: من آتش جهنّم را بر صلب پدری که تو را فرود آورد و بطن مادری که ترا حامله بود و دامنی که تو را تربیت کرد، حرام کرده ام. هنگامی که رسول خدا صلّ الله علیه وآله وسلم از جبرئیل توضیح خواست جبرئیل گفت: صلبی که تو را فرود آورد، عبدالله بن عبدالمطلب و شکمی که به تو حامله بود، آمنه دختر وهب و دامنی که تو را پرورش داد ابوطالب و همسرش فاطمه بنت اسد بود.(4) ..این خبر دلالت می کند که حضرت عبدالله وحضرت آمنه و حضرت ابوطالب علیهم السلام مؤمن بوده اند زیرا خداوند آتش را بر جمیع مشرکان و کفار واجب کرده است و اگر اینان مؤمن نبودند آتش بر آنان حرام نمی شد. (5) در مورد ایمان قوی و توحید باوری پدر و مادر حضرت رسول صلّ الله علیه وآله وسلم روایات فراوانی نقل شده است. حضرت رسول صلّ الله علیه وآله وسلم در مورد پاکی، ایمان و اعتقاد راسخ پدر و مادرشان می فرمودند: «لم یزل ینقلنی الله من اصلاب الطّاهرین الی ارحام المطهّرات حتّی اخرجنی فی عالمکم هذا و لم یدّنسنی بدنس الجاهلیّة» (6) خداوند همواره مرا از صلب های پاک به رحم های پاک منتقل می ساخت تا اینکه به این دنیای شما آورد و هرگز به ناپاکی های جاهلیّت آلوده نشد. *ازدواج عبدالله علیه السلام با آمنه علیها السلام، مادر آمنه علیها السلام،که برّه نام داردسلام الله علیها، با صلاح دید شوهرش وهب به منزل عبدالمطلب علیه السلام آمد و پیشنهاد ازدواج عبدالله با دخترش آمنه را مطرح نمود و او با کمال افتخار گفت: دخترمان همسر شایسته ای است برای فرزندت عبدالله! عبدالمطلب رو به فرزندش کرده و گفت: پسرم نظر تو در مورد این پیشنهاد چیست؟ به خدا سوگند! در میان دختران مکّه آمنه همتایی ندارد، زیرا او با حیا و ادب و عقل و دین باور و پاکدامن است. از سکوت عبدالله پدرش فهمید که او با این وصلت موافق است. در همین حال فاطمه ،مادر عبدالله، گفت: من به همراه برّه می روم و در منزلِ او، دخترش آمنه را می بینم اگر صلاحیّت او را به همسری پسرم عبدالله احراز کردم به این پیوند رضایت خواهیم داد. وقتی که فاطمه همسر عبدالمطلب به منزل وهب بن عبدالمناف آمد، آمنه علیها السلام با گشاده رویی از او استقبال کرد و خوش آمد گفت و مقدمش را گرامی داشت. وقتی فاطمه شایستگی و کمالات معنوی و حسن جمال آمنه را از نزدیک مشاهده کرد، و متوجّه نوری که از چهره وی ساطع می شد گردید، گفت: برّه! من قبلاً آمنه را دیده بودم، ولی فکر نمی کردم اینقدر با حسن و کمال بوده و دلنشین باشد. آنگاه در ضمن گفتگو متوجه شد که آمنه در سخن گفتن نیز دختری فصیح و ادیب است، و به نزد عبدالمطلب و عبدالله علیهما السلام آمد و گفت: پسرم! در میان دختران عرب هرگز دختری به این شایستگی یافت نمی شود. او به دلم نشست و برای همسری تو برگزیدم. بعد از گفتگوهای ابتدایی عبدالمطلب علیه السلام، به منزل وهب بن عبد مناف آمده و از آمنه رسماً خواستگاری کرد. پدر آمنه با کمال خوشنودی و رضایت گفت: عبدالمطلب! دخترم هدیه است به فرزند شما و من هیچگونه مهریه ای نمی خواهم! عبدالمطلب گفت: خداوند به تو جزای نیک عطا کند، دختر باید مهریه داشته باشد و افرادی از ما و شما لازم است که در این امر گواه باشند.بعد از آن مجلس جشنی ترتیب داده و اقوام هر دو طرف ضمن شرکت در عروسی، به این وصلت فرخنده شاهد بودند و این مراسم چهار روز به طول انجامید و در این مدّت عبدالمطلب تمامی اهل مکّه و نواحی آن را دعوت کرد و در ولیمه عروسی عبدالله اطعام نمود. (7) حضرت عبدالمطلب در آن جلسه خطبه ی عقد را جاری کرد. او بلند شد و بعد از حمد و ثنای الهی خطاب به خانواده ی دختر گفت: این عبدالله فرزند من، که او را می شناسید از دختر شما آمنه با مهریه ی معین خواستگاری می کند. آیا شما راضی هستید؟ وهب پدر آمنه گفت: بلی، ما به این وصلت کاملاً رضایت داریم. عبدالمطلب گفت: ای حاضران مجلس! همه به این امر گواه باشید! بعد دو خانواده به هم دست داده و تهنیت گفته و شادی و روبوسی کردند. (8) بعد از مراسم عقد و عروسی آن دو، سه روز باهم بودند و سپس عبدالله علیه السلام عازم سفرشد و در همان سفر از دنیا رفت. عبدالله در طول عمر تنها با آمنه ازدواج کرد و زن دیگری برنگزید و همچنین جناب آمنه بعد از ازدواج با عبدالله به مدّت کوتاهی زندگی کرد و دار فانی را وداع گفت. حاصل این ازدواج مبارک تنها یک فرزند و آن وجود مقدّس حضرت رسول الله صلّ الله علیه و آله وسلم بود. (9) هیجده و نوزدهم وبیست وبیست ویک جمادی الثانی سالروز ازدواج این دو جواهر هستی حضرت آمنه و حضرت عبدالله علیهما السلام می باشد.برای شادی قلب مطهرشان و تعجیل در ظهور فرزندشان قائم آل محمدعجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات بفرستیم. اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم.


 

1- عیون الاثر، ج1 ص36.

2- بحارالانوار، ج 15، ص108.

3- فضائل پنج تن، ج1، ص5، به نقل از کنزالعمال، ج6، ص106.

4- بحارالانوار، ج35 ، ص109.

5- بحارالانوار، ج15، ص99.

6- بحارالانوار، ج15، ص117.

7- بحارالانوار، ج15، ص100.

8- بحارالانوار، ج15، ص102.

9- سبل الهدی و الرشاد، ج1، ص331؛ عیون الاثر، ج1، ص36.